گنجینه حامیان

گنجینه حامیان سلامت کاشان

روایت دکتر حسین بوجاری

رابط خیرین و بیمارستان شهید بهشتی در دوران کرونا

دکتر حسین بوجاری، از پیشگامان سازمان‌دهی کمک‌های مردمی در بحران کرونا در کاشان، با ایجاد شبکه‌ای از خیرین و صنعتگران، نقشی کلیدی در تأمین سریع تجهیزات حیاتی بیمارستان شهید بهشتی ایفا کرد؛ روایتی از همدلی، شفافیت و بسیج مردمی برای نجات جان بیماران در روزهای اوج همه‌گیری.

دکتر حسین بوجاری
گنجینه حامیانتجربه‌هایی برای به‌خاطر سپردن

در روزهای ملتهب اسفند ۱۳۹۸، زمانی که طوفان همه‌گیری کرونا ناگهان بر سر کاشان آوار شد و ظرف کمتر از بیست روز شمار مبتلایان بستری در بیمارستان شهید بهشتی از ۳ نفر به ۶۰۰ نفر جهش یافت، بقای صدها انسان در گرو تجهیزاتی بود که در انبارهای درمانی وجود نداشت. دکتر حسین بوجاری، خود از نخستین مبتلایانی بود که در همان روزهای انزوای بیماری و قرنطینه، سنگ‌بنای یک شبکهٔ مردمی و پویا از خیرین و صنعتگران را پی‌ریزی کرد؛ شبکه‌ای که با فرمولی شفاف و کارآمد و بدون گردش حتی یک ریال وجه نقد در دست واسطه‌ها، شریان تأمین تجهیزات حیاتی بیمارستان را برقرار ساخت. این گفتگو روایتی زنده از ایثار و سرعت‌عمل در دل بحران است؛ از داستان تأمین شبانهٔ دستگاه‌های تنفسی «بای‌پپ» از انبار اصفهان و تحویل آن در عوارضی کاشان در ساعت ۴ بامداد، تا ماجرای زنی که تمام پس‌انداز زندگی‌اش را صرف خرید مانیتورهای قلبی کرد. روایتی از تجهیز ضرب‌الاجل بخش‌های آی‌سی‌یو با ده‌ها دستگاه ونتیلاتور و مانیتور با ارزشی بالغ بر ۲۰ میلیارد تومان، و خلق حماسه‌ای از پیوند عاطفی و همبستگی سنتی مردم کاشان که به باوری استوار، شایستهٔ ثبت در تاریخ سلامت جهان و سازمان بهداشت جهانی (WHO) است.

در روزهای آغازین شیوع همه‌گیری که ساختار درمان با بحران غافلگیرکنندهٔ کمبود امکانات مواجه شد، شبکهٔ خیرین و حامیان سلامت کاشان چگونه متولد شد و سازوکار جذب و هدایت کمک‌ها برای تأمین ملزومات حیاتی بیمارستان شهید بهشتی با چه الگویی پیش رفت؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. بعد از ابتلای خودم به کرونا در ماه‌های پایانی سال ۱۳۹۸، به این فکر افتادم که از فرصت ایام قرنطینه استفاده کنم. با همراهی چند نفر از افراد و سرشاخه‌های محترم خیرین، یک شبکهٔ مردمی تشکیل دادیم. نام این عزیزان را در مصاحبه‌های پیشین ذکر کرده‌ام، اما از آنجا که اکنون ممکن است نام برخی از قلم بیفتد و باعث کدورت شود، اجازه دهید نام نبرم. آن بزرگواران پس از ورود به میدان، خودشان شاخه‌های گوناگونی را برای جلب مشارکت‌ها ایجاد کردند.

روال کار به این صورت بود که نیازمندی‌های دقیق درمانی از حوزهٔ معاونت درمان و داروی دانشگاه علوم پزشکی و بیمارستان شهید بهشتی اخذ می‌شد. پس از ارزیابی‌های فنی و تأیید نیازِ قطعی، بهترین و باکیفیت‌ترین برندهای موجود در بازار انتخاب می‌شدند. ما مستقیماً با شرکت‌های تولیدکننده وارد مذاکره می‌شدیم و در این میان تخفیف‌های بسیار چشمگیری، گاه در حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد، از آن‌ها دریافت می‌کردیم.

پیش‌فاکتورها به نام بیمارستان شهید بهشتی صادر می‌شد و داخل برگه قید می‌کردند: «خرید خیرین». این پیش‌فاکتورها را در شبکهٔ مجازیِ ایجادشده قرار می‌دادیم و افرادی که مایل به کمک به بیمارستان بودند، به‌صورت داوطلبانه اقلام مورد نظر خود را انتخاب می‌کردند. خوشبختانه سازوکار به نحوی طراحی شده بود که حتی یک ریال وجه نقد هم در اختیار ما قرار نمی‌گرفت؛ شماره‌حساب و شماره‌شبای رسمی شرکت فروشنده را در اختیار خیر قرار می‌دادیم، خود ایشان با شرکت وارد تبادل مالی می‌شد، مبلغ را واریز می‌کرد و فیش پرداختی را به ما اطلاع می‌داد. در ادامه، دانشگاه علوم پزشکی هماهنگی‌ها را انجام می‌داد و دستگاه‌ها را در اولین فرصت ممکن تحویل می‌گرفت.

اگر بخواهم آمار تجهیزات را مرور کنم، به دلیل گذشت زمان شاید ارقام جزئی را دقیق به خاطر نداشته باشم، اما حیاتی‌ترین اقلام در آن روزها، مانیتورهای قلبی‌ـ‌تنفسی و دستگاه‌های ونتیلاتور بودند. مانیتورهای قلبی‌ـ‌تنفسی پس از اعمال تخفیف‌ها و سنجش برندها، هر کدام حدود ۲۰ میلیون تومان قیمت داشتند؛ دستگاه‌هایی که طی یک سال بعد بهای آن‌ها سه تا چهار برابر افزایش یافت. در همان برهه، رقمی نزدیک به ۱۲۰ عدد مانیتور قلبی‌ـ‌تنفسی توسط افراد گوناگون به بیمارستان شهید بهشتی اهدا شد. این عدد برای یک مرکز درمانی حقیقتاً حیرت‌انگیز است؛ همه با یاری خیرین فراهم شد، هرچند بی‌انصافی است اگر نگوییم هیئت امنای ارزی وزارت بهداشت نیز در این مسیر کمک‌های ارزنده‌ای کرد.

تصور بفرمایید بیماری که هم‌زمان دچار درگیری تنفسی و عوارض قلبی ناشی از کرونا بود، به این مانیتورها متصل می‌‌شد و کادر پزشکی و پرستاری به طور پیوسته علائم حیاتی او، به‌ویژه درصد اشباع اکسیژن خون (SpO2)، ضربان قلب، تعداد تنفس و فشار خون را رصد می‌کردند.

قلم حیاتی بعدی، دستگاه‌های ونتیلاتور یا همان سامانه‌های تهویهٔ مکانیکی بود. چیزی در حدود ۸۰ دستگاه ونتیلاتور به بیمارستان شهید بهشتی اهدا شد. در آن روزها، فراتر از آی‌سی‌یوهای فعال موجود، ناچار شدیم بخش‌های عادی را به بخش مراقبت‌های ویژه تغییر کاربری دهیم و ملزومات کامل ICU را در آن‌ها مستقر سازیم؛ به عنوان مثال، یک بخش ۳۳ تخته به‌طور کامل تبدیل به آی‌سی‌یو شد و با استقرار مانیتورها و ونتیلاتورها، تمامی بیماران بدحال زیر دستگاه تهویهٔ مکانیکی قرار گرفتند.

با توجه به جهش ناگهانی آمار بستری‌ها از ۳ نفر در ابتدای اسفند به ۶۰۰ نفر ظرف بیست روز، زنجیرهٔ تأمین و فرایند هماهنگی با شرکت‌ها برای تحویل فوری تجهیزات حیاتی با چه شیوه‌ای مدیریت شد؟

خوشبختانه این فرایند به شکلی معجزه‌آسا به ثمر رسید. من همواره تأکید کرده‌ام که نقش بنده را در این فرایند صفر در نظر بگیرید؛ من تنها یک واسطه بودم. خیرین به صورت شبانه‌روزی فضای مجازی را رصد می‌کردند تا به محض ثبت یک کمبود، وارد عمل شوند. از طرف دیگر، شرکت‌های تأمین‌کننده نیز همراهی بی‌نظیری داشتند؛ در مواردی من با خواهش و التماس کارشناسان شرکت‌ها را در روزهای تعطیل به کارگاه‌ها می‌کشاندم تا دستگاه‌ها را مونتاژ، اسمبل و تست کنند و با رعایت کامل استانداردها سریعاً به کاشان بفرستند. نظارت دقیق بر برندها، اصالت اقلام و کارایی دستگاه‌ها نیز تماماً با سرکار خانم مهندس آسمانی در واحد تجهیزات پزشکی دانشگاه بود.

به عنوان نمونه، بانویی به ما مراجعه کرد که همسر مرحومش مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان را برای تأمین مخارج معیشتی او پس‌انداز کرده بود. این خانم اصرار داشت که من باید این پول را صرف درمان بیماران کنم. هرچه گفتیم شما به این سرمایه نیاز دارید و حتی بستگانش را واسطه کردیم تا منصرف شود، نپذیرفت و سرانجام با همان ۱۰۰ میلیون تومان، پنج دستگاه مانیتور قلبی‌ـ‌تنفسی (هر کدام به ارزش ۲۰ میلیون تومان با احتساب تخفیف) خریداری کرد و تحویل بیمارستان داد.

در کنار این جلوه‌ها، صنعتگران و خیرین بزرگوارمان نیز شبانه‌روز جویای نیازمندی‌ها بودند. یک نمونهٔ حیاتی، دستگاه «پمپ سرنگ» یا «پمپ انفوزیون» بود؛ بیماری که به ونتیلاتور متصل می‌شود، نیازمند دریافت پیوسته و منظم داروهای بیهوشی با دوز بسیار دقیق است تا بتواند لولهٔ تراشه را در مجاری تنفسی‌اش تحمل کند. تنظیم دستی دوز این داروها به‌هیچ‌وجه ایمن نبود. به محض اعلام نیاز بیمارستان، وارد عمل شدیم و ظرف مدت ۴۸ ساعت، حدود ۲۵ تا ۳۰ دستگاه پمپ انفوزیون خریداری و وارد چرخه کردیم.

همچنین دستگاه‌های کمک‌تنفسی غیرتهاجمی مانند «بای‌پپ» و «سی‌پپ» (BiPAP/CPAP) اهمیت فوق‌‌العاده‌ای داشتند؛ این دستگاه‌ها زمانی به کار می‌آیند که بیمار توان تنفس مستقل را از دست داده، اما هنوز لزومی ندارد زیر بار تهویهٔ تهاجمی ونتیلاتور برود. مدیر گروه بیهوشی دانشگاه بارها اذعان کرد که رسیدن بموقع این دستگاه‌ها جان بسیاری از بیماران را نجات داد. هرگز فراموش نمی‌کنم که بر بالین چند بیمار جوان، مدیر گروه پشت تلفن اصرار می‌کرد که به هر طریقی شده این دستگاه‌ها را بیابید. پیگیری‌های زیادی کردیم تا سرانجام شرکتی در اصفهان شناسایی شد که نمونه‌های اصلی و خارجی دستگاه را موجود داشت. ساعت ۱ بامداد مسئول شرکت را پای کار آوردیم، محموله از انبار خارج شد و حوالی ساعت ۴ صبح در عوارضی کاشان دستگاه‌ها را تحویل گرفتیم و مستقیماً به بیمارستان رساندیم تا فوراً بر بالین بیماران قرار گیرد. سرعت عمل خیرین و شرکت‌ها در نجات جان بیماران، به‌ویژه مبتلایان متصل به تجهیزات تنفسی، فوق‌العاده تعیین‌کننده بود.

کارنامهٔ مجموع کمک‌های اهدایی خیرین به بیمارستان شهید بهشتی از نظر تنوع و تعداد تجهیزات دربرگیرندهٔ چه اقلامی بود و ساختار ستاد حامیان در چه ابعادی سامان یافت؟

تمامی این اقلام در دفاتر رسمی و اسناد مالی دانشگاه علوم پزشکی و بیمارستان شهید بهشتی با دقت ثبت و ضبط شده و پلاک‌های اختصاصی به نام هر خیر بر روی دستگاه‌ها الصاق شده است. بر اساس این آمار، حدود ۷۵ تا ۸۰ دستگاه ونتیلاتور، نزدیک به ۱۲۰ مانیتور قلبی‌ـ‌تنفسی، ۳۳ دستگاه پالس‌اکسی‌متر، حدود ۱۵ دستگاه بای‌پپ و نزدیک به ۱۰۰ تخت پیشرفته و باکیفیت سه‌شکن بیمارستانی تأمین شد که نقش بزرگی در نوسازی ناوگان تخت‌های بیمارستان ایفا کرد.

در تریاژ و بدو ورود بیمار به اورژانس، سنجش آنی دما و سطح اکسیژن حیاتی بود؛ از این رو در گام نخست ۴۰ تا ۵۰ دستگاه دماسنج لیزری و ترمواسکنر تهیه کردیم و در ادامه شمار آن‌ها را افزایش دادیم. افزون بر این، حدود ۱۲۰ پالس‌اکسی‌متر انگشتی تأمین شد تا پزشکان در معاینات بالینی و تریاژ سریع، بیمارانی را که به مانیتورهای سانترال متصل نبودند بلافاصله ارزیابی کنند و این ابزارها سرعت تشخیص و غربالگری را مضاعف ساخت.

از سوی دیگر، نیاز دائمی و طاقت‌فرسایی به ضدعفونی سطوح در طبقات وجود داشت. نیروهای خدماتی ناچار بودند مسافت‌های طولانی بخش‌ها را مدام گندزدایی کنند؛ با تردد مکرر بیماران به واحدهای سی‌تی‌اسکن و آزمایشگاه، به محض اتمام ضدعفونی یک طبقه، چرخه باید مجدداً از اتاق نخست آغاز می‌شد. شست‌وشوی دستی کف سالن‌ها انرژی و وقت زیادی می‌گرفت. با رایزنی‌های انجام‌شده، خیرین تأمین دو دستگاه صنعتی کف‌شوی و پله‌شوی پیشرفته از شرکت «کمپوز» آلمان را تقبل کردند که ارزش هر دستگاه در آن زمان حدود ۱۰۰ میلیون تومان بود. ورود این تجهیزات بخش عمده‌ای از نیروهای خدماتی را آزاد کرد تا بتوانند انرژی خود را صرف امدادرسانی مستقیم به بیماران کنند؛ به گونه‌ای که یک کاربر به تنهایی فضایی را که پیش‌تر نیازمند بیست نیروی انسانی بود، ضدعفونی و مدیریت می‌کرد. علاوه بر این، حجم انبوهی از ماسک‌های N95 و ماسک‌های استاندارد ویژهٔ بیماران و کادر درمان به صورت مستمر تأمین و توزیع شد.

در میانهٔ این اقدامات، لزوم ساماندهی فراگیر احساس شد و با همکاری مؤسسهٔ خیریهٔ ولی‌عصر (عج) و دانشگاه علوم پزشکی، «ستاد حامیان مبارزه با کرونا» شکل گرفت و اساسنامه‌ای برای انتظام‌بخشی به امور تدوین شد. برای اطمینان‌خاطر مردم از سلامت چرخش مالی، علاوه بر حساب دانشگاه علوم پزشکی، حسابی مجزا از سوی مؤسسهٔ خیریهٔ ولی‌عصر به ستاد حامیان اختصاص یافت و شفاف‌سازی کم‌نظیری انجام گرفت؛ ستاد هر روز رأس ساعت ۱۴، گزارش تفصیلیِ تمامی واریزی‌ها و هزینه‌کردها را به اطلاع افکار عمومی می‌رساند و همین شفافیت، جریان کمک‌های مردمی را روزبه‌روز گسترده‌تر می‌کرد.

ستاد جلسات منظمی با حضور ریاست محترم دانشگاه و مدیران ارشد شهرستان تشکیل می‌داد و نیازسنجی‌ها را پیگیری می‌کرد. در کنار تأمین میان‌وعده و آبمیوهٔ طبیعی برای کادر درمان—که هیئات مذهبی نیز در آن بسیار فعال بودند—بسته‌های بهداشتی شامل ماسک، دستکش، الکل و مواد غذایی فراهم شد و توسط معتمدان محلی در مناطق حاشیه‌ای و کمتربرخوردار شهر توزیع گردید. در مراحل بعدی و امواج پسین بیماری، سازوکاری برای پرداخت وام‌های قرض‌الحسنه جهت تسویهٔ فرانشیز ترخیص بیماران نیازمند طراحی شد تا کرامت افراد حفظ شود. حتی کارگران فصلی و روزمزدی که به دلیل رکود ناشی از کرونا درآمد خود را در میادین شهر از دست داده بودند، تحت پوشش چتر حمایتی معیشتی این ستاد قرار گرفتند.

مجموع ارزش ریالی تجهیزات اهدایی به بیمارستان شهید بهشتی بر اساس برآوردهای رسمی چه میزان برآورد شد؟

بر اساس آماری که جناب آقای دکتر مروجی، رئیس وقت دانشگاه علوم پزشکی، در جلسه‌ای مشترک اعلام فرمودند، ارزش تجهیزات اهدایی تا آن مقطع حدود ۲۰ میلیارد تومان برآورد شد. مسلماً اگر ارزش فعلی همان اقلام را بر اساس نرخ روز محاسبه کنیم، به دلیل افزایش چشمگیر قیمت‌ها این رقم چند برابر خواهد شد؛ کمک بسیار ارزشمندی بود که در بحرانی‌ترین روزها در اختیار سامانهٔ درمان قرار گرفت.

ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی این همبستگی شگفت‌انگیز را در چه عواملی می‌دانید و چرا پیگیر انعکاس این تجربه در سازمان بهداشت جهانی (WHO) بودید؟

پیش از پاسخ، لازم است به موارد دیگری نیز اشاره کنم؛ تجهیزاتی نظیر دستگاه‌های الکتروشوک که در احیای قلبی‌ـ‌ریوی بیمارانِ در آستانهٔ مرگ حیاتی هستند، دستگاه‌های ساکشن برای تخلیهٔ ترشحات تنفسی، دستگاه‌های الکتروکاردیوگراف (نوار قلب) و ملزومات خرد و کلان پرشماری که اکنون در دفاتر دانشگاه ثبت است، همگی توسط خیرین خریداری شد. حتی در مذاکره با شرکت‌ها، بخشی از آپشن‌های مانیتورها را که ضرورتی نداشت تعدیل کردیم تا قیمت‌ها نصف شود و توان خرید به دو برابر برسد.

این حماسه سه ریشهٔ بنیادین داشت: ساختار سنتی و ریشه‌دار همبستگی اجتماعی در کاشان، باورهای اصیل مذهبی مردم، و عواطف و پیوندهای عمیق انسانی که از ویژگی‌های دیرین مردم این خطه است؛ تلاقی این سه عامل چنین رستاخیز ایثارگرانه‌ای را آفرید.

من مکرراً به مسئولان دانشگاه پیشنهاد کردم که این پدیده نباید در حصار شهر بماند. اگر شخصاً برای ثبت این مستندات به دفتر سازمان بهداشت جهانی (WHO) در تهران مراجعه می‌کردم، یقیناً با استقبال مواجه می‌‌شد، زیرا این حجم از مشارکت اجتماعی متناسب با جمعیت و پهنهٔ جغرافیایی یک شهر، در جهان کم‌نظیر است. اما به جهت رعایت شأن اداری و برای جلوگیری از سوءتفاهم‌های فردی، از مسئولان دانشگاه علوم پزشکی خواستم که گزارش رسمی این دستاورد را به دفتر WHO ارسال کنند تا به عنوان برگی درخشان از تاریخ فداکاری و مدیریت بحران مردم کاشان در عرصهٔ بین‌المللی ثبت شود.

به عنوان ارزیابی پایانی، جایگاه این تجربه را در تاریخ سلامت کشور چگونه می‌بینید و چه پیشنهادی برای حفظ این سرمایه دارید؟

تا جایی که من اطلاع دارم، با در نظر گرفتن نسبت جمعیت، شرایط جغرافیایی، وسعت اپیدمی و از همه مهم‌تر «بازهٔ زمانی بسیار فشرده»، چنین سطحی از تجهیز بخش سلامت شاید در طول ده سال در یک نقطه اتفاق نیفتد. وقوع این حجم عظیم از خدمت‌رسانی ظرف یک الی دو ماه، در مقیاس ملی اگر بی‌نظیر نباشد، قطعاً کم‌نظیر بوده است.

شاید به دلیل درگیری شبانه‌روزی ساختار درمان با بحران کرونا، تاکنون فرصت پردازش به ابعاد تاریخی این رخداد فراهم نشده باشد، اما اکیداً توصیه می‌کنم دانشگاه علوم پزشکی کاشان با تدوین یک گزارش جامع و برقراری ارتباط با دفتر سازمان بهداشت جهانی در تهران، این حماسهٔ مدنی را ثبت تاریخی کند تا به عنوان الگویی برای مدیریت بحران‌های آینده در یادگار بماند.